تحریص کردن
مترادفها
ترغیب، تشویق
متضادها
بازداشتن، دلسرد کردن
لغت نامه دهخدا
تحریص کردن. [ ت َ ک َ دَ ]( مص مرکب ) ترغیب کردن. حریص گردانیدن. آزمند ساختن.در شغف انداختن: و همه را بر عداوت تو تحریص کرده است. ( کلیله و دمنه ). رجوع به تحریص شود.
جمله سازی با تحریص کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نباید از روشهای ناعادلانه برای تحریص کردن کارمندان به انجام کارهای اضافی و خارج از ساعت اداری بدون پرداخت حقوق استفاده کرد.
💡 برخی سیاستمداران با شعارهای پوچ، سعی در تحریص کردن مردم به سمت تقابلهای بیهوده و از بین بردن اتحادهای اجتماعی و ملی دارند.
💡 روانشناسان معتقدند تحریص کردن کودکان به رفتارهای پرخطر میتواند عواقب جبرانناپذیری برای سلامت جسمانی و روانی آنها در آینده داشته باشد.