مسواک العباس

لغت نامه دهخدا

مسواک العباس. [ م ِس ْ کُل ْ ع َب ْ با ] ( ع اِ مرکب ) رعی الأبل. رعی الایل. ( از تحفه حکیم مؤمن ) ( از تذکره ضریر انطاکی ). و رجوع به رعی الابل و رعی الایل شود. || بعضی گویند دوای معروفی است که بیونانی نُوارِس نامند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

بعضی گویند دوای معروفی است که بیونانی نوارس نامند

جمله سازی با مسواک العباس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چند لحظه كه از توسل ايشان به حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام مى گذرد بهعنايات آن حضرت، روح به بدن فرزندش آمده و حيات خويش را باز مى يابد.

💡 در حرم مطهر حضرت اباالفضل العباس عليه السلام ديدم كه خانمى در حرم مطهرحضرت ابوالفضل العباس عليه السلام اعتكاف كرده است. خانم مزبور، مريض بود وبيمارى كليه و كبد و سرطان، گرفتارى زيادى برايش ‍ درست كرده بود. اطبا جوابشكرده بودند. در حرم مطهر اتاقكى مربوط به مريضها وجود دارد كه او در آنجا،دخيل شده بود. روز اول و روز دوم هم شفا گرفت و رفت

💡 گفتم: دخترم، فردا چشم شما عمل خواهد كرد. دخترم به طرف مسجد توجه نموده و گفت:اى علمدار كربلا، اى ابوالفضل العباس عليه السلام، مرا شفا بده كه فردا لازم بهعمل جراحى نباشد، يك انگشتر طلا به مسجد شما تقديم مى دارم.

💡 لذا اين هفته رفتم بازار، پارچه مقرر را گرفتم و براى هيئت حضرتابوالفضل العباس ‍ عليه السلام آوردم.

💡 من از هفت من برنج شروع كردم و امروز كه سال 1376 است 70 من برنج مى ريزم، كهاميدوارم توانسته باشم وظيفه خودم را در مقابل اين محبت بى پايان حضرتابوالفضل العباس عليه السلام، اندكى از بسيار، انجام داده باشم.

داده یعنی چه؟
داده یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز