مجامعت کردن

لغت نامه دهخدا

مجامعت کردن. [ م ُ م َ / م ِ ع َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جماع کردن. مباشرت کردن. آرمیدن. نزدیکی کردن. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مجامعت شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) جماع کردن: اگر مجامعت کند مرد زنش را در موضعی که دون فرج باشد...

جمله سازی با مجامعت کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در اول شب چه زمستان و چه تابستان باشد، با زنان نزديكى مكن، زيرا دراول شب معده و عروق پر است و در اين حال مجامعت ناپسند است.

💡 5 - غذاى مرگ  بعد از وفات معتصم عباسى (م 227)، فرزندش هارون ملقب به (واثق بالله، عباسى )خليفه شد. درباره او نوشته اند كه: علاقه زيادى به مجامعت با زنان داشت، لذا از طبيبخود دوا و معجونى خواست تا قوه شهوت را زياد كند.

💡 بعد از وفات معتصم عباسى (م 227)، فرزندش هارون ملقب به (واثق بالله، عباسى )خليفه شد. درباره او نوشته اند كه: علاقه زيادى به مجامعت با زنان داشت، لذا از طبيبخود دوا و معجونى خواست تا قوه شهوت را زياد كند.

💡 باب چهارم: دربيان فضيلت تزويج و آداب: مجامعت و معاشرت زنان: و كيفيفتربيتفرزندان: و معاشرت ايشان

💡 پس ديگر با آن زن سخن نگفت و بر او چسبيد و به هيئت مجامعت درآمد، چون متوجه آنعمل قبيح شد ديد كه آن زن اضطراب مى كند و مى لرزد، پرسيد: چرا اضطراب مى كنى ؟

💡 4 - مجامعت باحلال خود كندو اين از خصوصيات اينماه است و الا در ماههاى ديگر جماع در شباول مكروه است.