لغت نامه دهخدا
لنگه رود. [ ل ِ گ َ ] ( اِخ ) نام محلی کنار راه قم و کاشان در میان زنگنه آباد و شورآب در 170500 گزی تهران. رجوع به لنگرود شود.
لنگه رود. [ ل ِ گ َ ] ( اِخ ) نام محلی کنار راه قم و کاشان در میان زنگنه آباد و شورآب در 170500 گزی تهران. رجوع به لنگرود شود.
نام محلی در کنار راه قم و کاشان در میان زنگنه آباد و شوراب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی به مدت بیش از ۲۰ سال به عنوان نماینده شهرستانهای بندر لنگه، گاوبندی و بستک در مجلس شورای اسلامی بودهاست.
💡 سفر كن، مثل مرغ پابسته نباش كه وقتى به پايش يك لنگه كفش مى بندند ديگر نمىتواند تكان بخورد. سفر كن ولى هدف تو از سفر، طلب علوها و برتريها يعنى طلبفضيلتها و كسب كمالها باشد. و در سفر پنج فايده نهفته است:
💡 بوجراش، روستایی در دهستان مقام بخش شیبکوه شهرستان بندر لنگه در استان هرمزگان ایران است.
💡 بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت شهرستان بندر لنگه برابر با ۱۵۹٬۳۵۸ نفر بوده است.
💡 رمیله، روستایی در دهستان مقام بخش شیبکوه شهرستان بندر لنگه در استان هرمزگان ایران است.
💡 سفین روستای کوچکی از توابع بخش کیش شهرستان بندر لنگه استان هرمزگان واقع در جنوب ایران.