لنگ درازی

لغت نامه دهخدا

لنگ درازی. [ ل ِ دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی لنگ دراز.

فرهنگ فارسی

۱- دارای پای دراز بودن. ۲- دراز قد بودن.
حالت و چگونگی لنگ دراز

جمله سازی با لنگ درازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر یاد وی امشب شب خسرو به درازی کوتاه نشد، گر چه مهی بیش و کمش رفت

💡 در مقابل اولسنو شاه ماننا میز مهمانی را بگستراندم، تخت و مقام سلطنتی او را نسبت به مقام پدرش بلند مرتبه تر کردم، سرکردگان ماننا را برابر و همردیف با سرکردگان آشور بر سر سفره مهمانی نشاندم، در مقابل خدای آشور و خدایگان سرزمین خودشان به درازی حکمرانی من دعای خیر کردند.

💡 زن اوتنپیشتی به او سفارش می‌کند گیلگمش راه درازی را آمده، برای سفر بازگشتش به خانه چه به او دادی؟ گیلگمش قایق را به ساحل برمی‌گرداند.

💡 رخش چون بینم از زلف سیاهش می کنم شکوه چو بیماری که در روز از درازی های شب نالد

💡 زلف کوته شد و بیدار نگردید از خواب چشم مست تو عجب خواب درازی دارد

💡 محدوده درون حصار حدود ۴ کیلومتر مربع بوده و درازی باروی دور آن در کتاب‌های معتبر حدود ۶ هزار گام نگاشته شده‌است و فضای بیرون از حصار شامل باغها و کشتزارهای پهناوری بوده که امروزه همگی به محدوده‌های شهری تهران مبدل گردیده‌اند.