لغت نامه دهخدا
لفت و لعاب. [ ل ِ ت ُ ل َ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) رجوع به لفت و لعاب دادن شود.
لفت و لعاب. [ ل ِ ت ُ ل َ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) رجوع به لفت و لعاب دادن شود.
(لِ تُ لُ ) (اِمر. ) (عا. ) زرق و برق.
( اسم ) زرق و برق. یا با لفت ولعاب. ۱- بازرق و برق. ۲- باتفصیل: بالفت و لعاب تمام نقشه های آینده اش را برای من پیش میکشد.
(عا.)
زرق و بر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مخور لعاب دهن تا به نان کس چه رسد که کرم پیله بمیرد به عاقبت ز لعاب