لعل عقربی
لغت نامه دهخدا
لعل عقربی. [ ل َ ل ِ ع َ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی از لعل. ( غیاث ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
نوعی از لعل
جمله سازی با لعل عقربی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردمان را هر گونه خواهی زیر و بالا کن، جز عقربی نخواهیشان یافت.
💡 چون عنصر لطیف تو با خصم بد منش هرگز ندید کس قمر برج عقربی
💡 سم نوعی کژدم به نام «عقرب جَرّار» (همسان با کژدم پوستهنشین آریزونا) شدیداً کشنده است که عقربی کوچک و زردرنگ است، با یک توبرکول کوچک روی پشت. طول این جانور ۲٫۵ تا ۷٫۵ سانتیمتر است. خطرناکترین نوع عقرب در ایران عقرب گاردیوم است که در منطقه خوزستان یافت میشود و سمی کشنده دارد. سم سایر عقربها کشنده نیست.
💡 دگر ز نار جهنم بجا نماند اثری نه عقربی و نه ماری نه شعله نه شرری