قضاه سته
لغت نامه دهخدا
( قضاة ستة ) قضاة ستة. [ ق ُ ت ِ س ِت ْ ت َ/ ت ِ ] ( اِخ ) در اصطلاح علمای عامه عبارت است از شش تن از اصحاب کبار رسول خدا صلی اﷲ علیه و سلم: علی، عمر، عبداﷲ، اُبَی بن کعب، ابوموسی، زیدبن ثابت. و در بعضی از روایات عامه وارد است که علم در اصحاب آن حضرت در این شش تن بوده است، و در روایات دیگر قضاة اصحاب آن حضرت همین شش تن بوده اند. ( ریحانة الادب ).
فرهنگ فارسی
در اصطلاح علمای عامه عبارتست از شش تن از اصحاب کبار رسول خدا صلی الله علیه و سلم علی عمر عبدالله ابی بن کعب ابوموسی زید بن ثابت و در بعضی از روایات عامه وارد است که علم در اصحاب آنحضرت در این شش تن بوده است و در روایات دیگر قضاه اصحاب آنحضرت همین شش تن بوده اند.
جمله سازی با قضاه سته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 انقلونی یا قضاهالحق من ارضالخطا دللونی یا هداهالذین الی دارالصواب
💡 که نه بس روزگار میباید ای قضاه قهر روزگار پناه
💡 در برخی از متون حقوقی و تاریخی قدیمی، بحث درباره صلاحیت و وظایف قضاه سته با دقت زیادی مورد بررسی قرار گرفته است تا عدالت اجرا شود.
💡 ساختار اداری و قضایی در دورانهای مختلف، گاهی شامل تعیین قضاه سته برای رسیدگی به دعاوی پیچیده و حساس در میان اعضای مهم جامعه بوده است.
💡 پژوهشهای فقهی درباره نحوه عملکرد قضاه سته نشاندهنده پیچیدگیهای سیستمهای قضایی در گذشته و تلاش آنها برای برقراری نظم در میان گروههای مختلف بود.