قراب الشی

لغت نامه دهخدا

قراب الشی ٔ. [ ق ُ بُش ْ ش َی ْءْ ] ( ع اِ مرکب ) هرچه قریب مرتبه ٔآن باشد. ( منتهی الارب ). هرچه نزدیک و قریب به مرتبه آن چیز باشد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به قِراب شود.

جمله سازی با قراب الشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قراب تیغ تو دایم بود چو سینه ی خصم چه حاجت است که تیغ آوری برون زقراب؟

💡 با تیغ مهر اگر تو به کین یک نظر کنی دارد نهفته تا به ابد در قراب روی

💡 بردگوری تنگ قراب ۴ و ۵ در شهرستان اردل، بخش مرکزی، روستای قراب واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۱۸۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.

💡 جواد قراب، بعد از درخشش در تیم برق تهران مورد توجه رایکوف مربی وقت تیم تاج تهران قرار گرفت و به تاج تهران پیوست.

💡 جود را بخشنده دستی زآستین آمد برون فخر را رخشنده تیغی از قراب آمد پدید

💡 بردگوری تنگ قراب ۳ در شهرستان اردل، بخش مرکزی، روستای قراب واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۱۸۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز