قدسی هروی
لغت نامه دهخدا
قدسی هروی. [ ق ُ ی ِ هَِ رَ ] ( اِخ ) ( مولانا... ) هروی است و شیرین گفتار و شیرین کردار است، و مرض لقوه دارد، و از این جهت آب بسیار بی اختیار از دهان او روان است و قطره قطره از آن چکان، و در این بیت گفته:
با وجود چنین دهن که مراست
شعر گویم که آب از آن بچکد.( ازمجالس النفایس چ بانک ملی ص 190 ).این مطلع هم از او است:
ای که منعم میکنی از دیدن آن گل عذار
حالت دل را نمیدانی مرا معذور دار.( مجالس النفایس چ بانک ملی ص 190 ).
فرهنگ فارسی
هروی است و شیرین گفتار و شیرین کردار است.
جمله سازی با قدسی هروی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خلاص ده ز تن تیره روح قدسی را که آن همای بدین استخوان نمی ارزد
💡 گر مقدس گردد اندر مقدس قدسی کسی همچو قدوسان بود در خلد «فیها خالدون»
💡 دلی دارم مثال آینه ای طوطی قدسی بیا چون صورت خود یکزمان آنجا نشیمن کن
💡 تو نور قدسی و دیدی تو خود را عیان دریاب خود عین اَحَد را
💡 کز برای تهنیت فردا ز قول قدسیان در حضور میر برخوان این قصیدهٔ مستطاب
💡 نگه ز رشک به رویش نبرد ره قدسی چو روزگار تو محروم از آفتاب گذشت