لغت نامه دهخدا
قاش ماش. ( ع اِ ) رخت خانه. و این از اسماء اصوات است. ( منتهی الارب ). ظروف و ادوات. ( آنندراج ).
قاش ماش. ( ع اِ ) رخت خانه. و این از اسماء اصوات است. ( منتهی الارب ). ظروف و ادوات. ( آنندراج ).
رخت خانه و این از اسمائ اصوات است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون زليخا از مضمونهاى نيشدار زنان شهر كه برايش ساخته بودند آگاه شد، آنان رادعوت كرد و براى هر كدام بالشى در گوشه و كنار سالن پذيرايى نهاد و به دست هركدام، كاردى براى قاش كردن ميوه داد و همينكه مجلس آراسته شد از يوسف خواست كه بهمجلس در آيد!
💡 در تغافلخانهٔ ابروی اوست بی دل آن طاقی که نقشش قاش نیست
💡 تپههای نیدآب ۲ مربوط به سدههای اولیه دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان استهبان، بخش مرکزی، شهر ایج، منطقه قاش رضایی، جاده خاکی بید مش باقری، ۲۰۰ متری جنوب شرق تپههای نیدآب ۱ واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۱۹۸ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 چون گوئول بی نوراولور، مطلق عنان اولور هوس قاش قرالانده چیخارلار یووادن خفاشلار