قاب قمار

لغت نامه دهخدا

قاب قمار. [ ب ِ ق ِ / ق ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اشتالنگ که با آن قمار کنند:
نخواهی دست شست از نعمت ظالم مگر روزی
که چون قاب قمارت کرده خاکسترنشین قابش.خاقانی.رجوع به قاب شود.

فرهنگ فارسی

اشتالنگ که با آن قمار کنند

جمله سازی با قاب قمار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قمار عشق می‌بازم به یاد دوست می‌نازم خوشا روزی که بینم آن دلارا را در آغوشم

💡 قمارم عشق‌بازی بود با دلبر ندانستم که خواهد برد از من چشم فتانش قمار امشب

💡 آنها برخاستند كه آن دست را بگيرند كسى را نيافتند. باز نشستند ومشغول قمار شدند. ديگر باره آن دست ظاهر شد و اين شعر را به رنگ خون نوشت:

💡 هر که خود را باخت صائب می زند نقش مراد پاکبازست از پشیمانی حریف این قمار

💡 همه سوداست، در باطن قمار عشق و جانبازی ولی در قید جان بودن در این بازی زیان دارد

💡 از فیلم‌های او می‌توان به پنج، بوکسور، قماری بالاتر از زندگی، چهار تانکچی و یک سگ و همه‌چیز برای فروش اشاره کرد.

جدا یعنی چه؟
جدا یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز