فغان برامدن

لغت نامه دهخدا

( فغان برآمدن ) فغان برآمدن. [ ف َ ب َ م َدَ ] ( مص مرکب ) بلند شدن فریاد و ناله:
با این جفا که اکنون با عاشقان نمودی
روزی نگفت یک کس کز یک فغان برآمد.خاقانی.

فرهنگ فارسی

( فغان بر آمدن ) بلند شدن فریاد و ناله

جمله سازی با فغان برامدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من بلبلم و خزان هجران دیده پیش تو فغان گر نکنم پس چکنم

💡 به گوش هم‌نفسان آتشین سرودم من فغان مرغ شبم یا نوای عودم من؟

💡 فغان که روز فراقم، زمان زمان آمد؛ بیاد سوی رقیبان، نگاه دمبدمش

💡 مده ز دست فغانی کمند زلف بتان که این مراد بشبهای داج می طلبند

💡 شاید که دل کوه بفریاد در آید امروز که اهلی ز غم عشق فغان کرد

لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز