لغت نامه دهخدا
فساداندیش. [ ف َ / ف ِ اَ ] ( نف مرکب ) آنکه دارای اندیشه فاسد و بد باشد. ( ناظم الاطباء ).
فساداندیش. [ ف َ / ف ِ اَ ] ( نف مرکب ) آنکه دارای اندیشه فاسد و بد باشد. ( ناظم الاطباء ).
آن که دارای اندیشه فساد و بد باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به خوارهر فرستم زن خویش را کنم دور زین در بد اندیش را
💡 ز ری باز خوان آن بد اندیش را چو آهرمن آن مرد بد کیش را
💡 ره مرد دانا یکی بیش نیست به جز طبع نادان دو اندیش نیست
💡 زبس تیغ راندند یاران دین نماند از بد اندیش یک مرد کین
💡 هنون چون رفت گام چند از پیش نکو اندیشه مرد آن همت اندیش
💡 بدو پور سعد بد اندیش گفت که ای با خرد پاک جان تو بخت