فره ٔ ایزدی

لغت نامه دهخدا

فره ایزدی. [ ف َرْ رَ ی ِ زَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوری است از جانب خدای تعالی که بر خلایق فایز می شود که بوسیله آن قادر شوند بریاست و حرفتها و صنعتها و از این نور آنچه خاص است بپادشاهان بزرگ عالم و عادل تعلق گیرد...( از برهان تلخیص از توضیح کلمه خوره ):
پدید آمد آن فره ایزدی
برفت از دل بدسگالان بدی.دقیقی.ز من بگسلد فره ایزدی
گر آیم به کژی و نابخردی.فردوسی.چنان شاه پالوده گشت از بدی
که تابید از او فره ایزدی.فردوسی.بدو گفت موبد انوشه بدی
جهاندار با فره ایزدی.فردوسی.آنکه همی درخشد از روی او
رادی و فضل و فره ایزدی.فرخی.ز سر تا قدم صورت بخردی
پدیدار از او فره ایزدی.نظامی.رجوع به فر و خورده شود.

جمله سازی با فره ٔ ایزدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شکرانه ایزدی (زاده ۱۷ دی ۱۳۷۰ - قزوین) تکواندوکار زن اهل کشور ایران است.

💡 سپهدار از آن کار پرسید چند که هست ایزدی یا طلسمست و بند

💡 گر تو حق رابندهٔ، بت‌گر مباش ور تو مرد ایزدی، آزر مباش

💡 جانا ز لطفِ ایزدی گر بر دل و جانم زدی هرگز نگویی: انوری، روزی وفادارم تو را

💡 هر چه قسمت روزی ما کرد فضل ایزدی خواست تا همچون لب شکرش یکایک بشمرد

💡 من فرق میان این و آن تنوانم صد رحمت ایزدی بر آن باد و بر این

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز