فرموش کار

لغت نامه دهخدا

فرموش کار. [ ف َ ]( ص مرکب ) فراموش کار. آنکه از یاد ببرد:
به سختی صبر ده تا پای دارم
در آسانی مکن فرموش کارم.نظامی.رجوع به فراموش کار شود.

فرهنگ عمید

= فراموش کار

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه فراموشی عادت دارد فرامشتکار کم حافظه ٠

جمله سازی با فرموش کار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نماندش عقل و صبر و طاقت و هوش هم از خود هم زعالم کرد فرموش

💡 هرچه جز یاد توام فرموش شد لب ز غیر نام تو خاموش شد

💡 با من اکنون نه حال ماند و نه هوش شد زیادت مرا جهان فرموش

💡 دست در جیب خویش کرد چو باد کرد فرموش حج و فرج به یاد

💡 هم خبر هم مبتدا فرموش کرد پس زبان از کیف و کم خاموش کرد

💡 در گریبان دری دیده ما روز نخست پنجه غم شده فرموش و کنون مژگانست

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز