فرشته ٔ سحاب

لغت نامه دهخدا

فرشته سحاب. [ ف ِ رِ ت َ / ت ِ ی ِ س َ ] ( اِخ ) کنایت از میکائیل علیه السلام. ( برهان ) ( آنندراج ).فرشته روزی. رجوع به میکائیل و فرشته روزی شود.

فرهنگ فارسی

کنایت از میکائیل علیه السلام. فرشته روزی.

جمله سازی با فرشته ٔ سحاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نهاده تختی زرین بر او فرشته وشی دو فوج حور کمر بسته بر یمین و یسار

💡 فرشته مرگ از پاسخ ابراهيم درماند و سخن او را به ساحت كبرياى خداانتقال داد. از مقام ربوبى، پاسخ ابراهيم صادر گشت كه به ابراهيم بگو:

💡 4 - فرشته اى كه صورت آن عضو را بر غذا بپوشاند، زيرا دادن صورت غير از انتزاعآن است و بودن آن غير از فساد آن.

💡 نباشد ای پسر حُسنی چنین فرزند آدم را فرشته یا پری یا مهر یا ماهی نمی‌دانم

💡 ریچارد اسپیت جونیور که نقش فرشته مقرب، گابریل، را داشت، قسمت هشتم فصل را کارگردانی خواهد کرد.

💡 سخنم خور فرشته‌ست من اگر سخن نگویم ملک گرسنه گوید که بگو خمش چرایی

دوچین یعنی چه؟
دوچین یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز