فائز کردن

لغت نامه دهخدا

فائز کردن. [ ءِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رسانیدن به چیزی. || به مراد رسانیدن. موفق کردن.

فرهنگ فارسی

رسانیدن به چیزی. یا به مراد رسانیدن.

جمله سازی با فائز کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كم كم افراد غريب و حاجتمند كه مانند او به شرف اسلام فائز مى گشتند و از روىناچارى در مدينه مى ماندند، رو به فزونى گذاشت و مسجد پيغمبر براى سكونت آنهاتنگ شد.

💡 بیشتر آثار وی در زمینه موسیقی سنتی و محلی شیرازی است. که در آنها از اشعار شاعران معروف شیرازی از جمله باباطاهر و فائز و دیگر اشعار محلی شیراز استفاده شده است.

💡 # چه سعادتمند و خوشبختند آنان كه به دنيا و رخارف آن پشت پا زده و عمرى را به زهدو تقوا گذرانده و آخرين درجات سعادت را در محراب عبادت و در اقامه جمعه با دست يكىاز منافقين و منحرفين شقى، فائز و به والاترين شهيد محراب كه به دست خيانتكاراشقى الاشقيا به ملاء اعلا شتافت، ملحق شدند.

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز