عهد حضوری

لغت نامه دهخدا

عهد حضوری. [ ع َ دِ ح ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) پیمان حضوری. پیمان که رودرروی کنند. || این اصطلاح در دستور زبان عرب به «ال » داده شده است هرگاه مصحوب آن حضور داشته باشد، مانند: لاتشتم الرجل؛ یعنی این مرد را ( که اینجا حضور دارد ) ناسزا مگو. رجوع به مغنی اللبیب و «أل » شود.

فرهنگ فارسی

پیمان حضوری پیمان که رو در روی کنند این اصطلاح در دستور زبان عرب حضور داشته باشد مانند لاتشتم الرجل یعنی این مرد را ناسزا مگو

جمله سازی با عهد حضوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در برخی از نقاط جهان مانند آمریکا فروشهای اینترنتی از فروشهای حضوری پیشی گرفته‌است و این امر عرضه‌کنندگان را برآن داشته‌است که علاوه بر عرضه فیزیکی کالا/خدمات خود، عرضه اینترنتی را هم یکی از ملزمات خود بدانند.

💡 در خلوت دیده به حضوری که چه گویم با نقش خیالش بنشستیم دگر بار

💡 در صومعه باری نتوان یافت حضوری ای یار حضور از در میخانه طلب کن

💡 تیم ملی بسکتبال جمهوری متحد عربی از زمان گشایش در سال ۱۹۵۸، سه بار در مسابقات قهرمانی آفریقا حضور داشته است و در دو جام جهانی شرکت کرده است، اما هیچ حضوری در المپیک نداشته است.

💡 خدمات شامل کلاسهای آموزشی در روز شنبه، کلاسهای زبان انگلیسی، کارگاه‌های کاریابی، گروههای حمایت از خانم‌ها، خدمات پشتیبانی از جوانان وخانواده‌ها، مشورت‌های حضوری و تلفنی برای متقاضیان، استخدام در پست‌های کارهای داوطلبانه و برگزاری برنامه‌های اجتماعی و فرهنگی می‌باشد.

💡 گرچه در روی زمین نیست حضوری صائب خوش بود عالم اگر وقت کسی خوش باشد

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز