لغت نامه دهخدا
عنبر ساییدن. [ عَم ْ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) ساییدن عنبر تا بوی خوش از آن برآید:
شاهد بخوان و شمع برافروز و می بنه
عنبر بسای و عود بسوزان و گل بریز.سعدی ( از آنندراج ).
عنبر ساییدن. [ عَم ْ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) ساییدن عنبر تا بوی خوش از آن برآید:
شاهد بخوان و شمع برافروز و می بنه
عنبر بسای و عود بسوزان و گل بریز.سعدی ( از آنندراج ).
ساییدن عنبر تا بوی خوش از آن بر آید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باید دانست که اتصال جوشکاری با کیفیت بالا فقط در قطعات صاف و روان امکانپذیر است. اکسیدهای تشکیل شده در سطح یا غبار روی سطح قطعه همیشه وجود دارند و بر تشکیل پیوند و کیفیت جوشکاری تأثیر منفی میگذارند. این مشکلات با ساییدن سطوح با استفاده از اصطکاک برطرف میشوند.
💡 از سوهان برای ساییدن و صاف کردن سطوح از جمله چوب و فلز و همچنین در صنایع دستی مانند منبتکاری و معرقکاری استفاده میشود.
💡 وقتی خرس قهوهای مصدوم شد با صدای بسیار بلندی میغرّد ولی در حالت عادی با ترساندن و عصبانیت و تولید صدای زیر به وسیله به هم ساییدن دندان به دیگران هشدار میدهد. آنها تقریباً همیشه از مواجه شدن با انسان خودداری میکنند.