لغت نامه دهخدا
علی پیشاوری. [ ع َ ی ِ وُ ] ( اِخ ) ابن طالب هندی پیشاوری ( علی رضا... ). رجوع به علی رضا ( ابن طالب... ) شود.
علی پیشاوری. [ ع َ ی ِ وُ ] ( اِخ ) ابن طالب هندی پیشاوری ( علی رضا... ). رجوع به علی رضا ( ابن طالب... ) شود.
ابن طالب هندی پیشاوری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیاهدانه مزهای تلخ دارد. از سیاهدانه در شیرینی جات و شربتها و لیکورها استفاده میشود. بر گونهای از نان پاکستانی معروف به نان پیشاوری همیشه سیاهدانه میپاشند.
💡 داعش در اعلامیهای با انتشار تصویر یکی از اعضای گروه خود به نام قاری پیشاوری مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت.
💡 گاه تازد بر بهار وگاه بر پیشاوری زان که دارد در جگر از صیت هریک داغها