علی وصفی

لغت نامه دهخدا

علی وصفی. [ ع َ ی ِ وَ ] ( اِخ ) ( علیرضا... ) ابن حسین بن سلیمان اسپارته ای رومی حنفی. مشهور به وصفی. رجوع به علیرضا ( ابن حسین... ) شود.

فرهنگ فارسی

ابن حسین بن سلیمان اسپارته ای رومی حنفی مشهور به وصفی

جمله سازی با علی وصفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل پر ازخون گرددم از درد وحسرت چون انار هرکه پیشم وصفی از آن سیب غبغب می کند

💡 شَهرآشوب، فَتّانه یا زن اغواگر به معنی کسی است که به لحاظ زیبایی شهر را بیاشوبد و به عبارتی ترکیب وصفی است برای توصیف زیبارویان فتنه‌انگیز.

💡 هرکجا ذکری ز خلقش لادن اندر لادنست هرکجا وصفی زرایش اختر اندر اخترست

💡 مسجود وصفی این دل خود کنزخفی این دل خود آیه وفی این دل دل مظهر ذات حق

💡 من وقتی این ترانه را اجرا می‌کنم احساس پرواز و سبکی می‌کنم. این آهنگ و شعر اثر عجیب و غیرقابل وصفی در من دارد.

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز