علی سامانی

لغت نامه دهخدا

علی سامانی. [ ع َ ی ِ ] ( اِخ ) ابن یحیی بن نصربن احمد سامانی. وی از خاندان سامانیان و تنها فرزند پدر خویش بود. رجوع به احوال و اشعار رودکی سعید نفیسی ج 1 ص 321 شود.

جمله سازی با علی سامانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خلقی از روی تو در کوچهٔ بی آرامی جمعی از موی تو در حلقهٔ بی سامانی

💡 دل که جمعست غم بی سر و سامانی نیست فکر جمعیت اگر نیست پریشانی نیست

💡 آخری نیست تمنای سر و سامان را سرو سامان به از این بی سر و سامانی نیست

💡 شور اشکی به فشار بن مژگان دارم طعنه بر بی‌سر و سامانی طوفان زده‌ای

💡 گر بی سر و سامانی صحرای جنون را خواهی که بدانی، ز من آبله پا پرس

💡 دست ما چون سرو هرگز بخت دامانی نداشت هرگز این بی حاصل از ایام سامانی نداشت

ژرف یعنی چه؟
ژرف یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز