علی جوری

لغت نامه دهخدا

علی جوری. [ ع َ ] ( اِخ ) ابن حسین جوری ( یا حوری )، مکنّی به ابوالحسن. او راست: المرشد، در ده مجلد که در آن مختصر مزنی و ابن الرفعة را جمع کرده است. ( از کشف الظنون حاجی خلیفه ص 1654 ).

فرهنگ فارسی

ابن حسین جوری ( یا حوری ) مکنی به ابوالحسن اوراست: المرشد در ده مجلد که در آن مختصر مزنی و ابن الرفعه را جمع کرده است

جمله سازی با علی جوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر یار هم جفا بود، ار گویمش به روی جوری که من ز یار جفا کار می کشم

💡 بیایید با بچه ها این جوری کار کنیم: من باید به تو بفهمانم تا مطلب دستگیرت شود.

💡 مکن با عاشقان جوری عزیز من از آن ترسم که در آئینه حسنت رسد از چشم بد آهی

💡 جوری که تو، ای کافر، کردی و پسندیدی گر بر تو کنم گویی: ای وای مسلمانی!

💡 مردم از تیر بلایت امتحانم می‌کنی هر زمان بر ناوک جوری نشانم می‌کنی

💡 این گروه بالای برگه‌های خود به فرمان امام را می‌نوشتند که جوری نام ائتلافشان شده‌بود که اعتراض برخی گروه‌ها را برانگیخت.

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز