لغت نامه دهخدا
عطف نسق. [ ع َ ف ِ ن َ س َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) در اصطلاح علم نحو، عبارت است از عطف به حرف. ( کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به عطف ( در معنی مصدری ) شود.
عطف نسق. [ ع َ ف ِ ن َ س َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) در اصطلاح علم نحو، عبارت است از عطف به حرف. ( کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به عطف ( در معنی مصدری ) شود.
در اصطلاح علم نحو عبارتست از عطف به حرف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیم و زرهای جهان را کرده سقف آستان دیبههای پرنیان را کرده عطف آستین
💡 شمس نور شمسه اش را از ازل آمد رهین چرخ عطف دامنش را تا ابد باشد دخیل
💡 و جمله (و لا هم ينصرون )، عطف است بر جمله قبليش، چون برگشت معنايش به ترديدبه مقابله است، و معنايش اين است كه: نه مستقلا مى توانند آتش دوزخ را از خود دفعكنند، و نه به يارى كسى.
💡 اما امروزه تقسیمبندی به چهار دوره با نقطه عطف (فروپاشی) بین فاز اول و دوم متداول است.
💡 چو صوفی دامن همت کشد بر طارم وحدت گریبانی کند دوش فلک را عطف دامانش
💡 در لعب کر و فر تو گردان چو گردباد بر عطف طعن و ضرب تو پیچان چو خیزران