عسل حاشا

لغت نامه دهخدا

عسل حاشا. [ ع َ س َ ل ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) عسلی که زنبور آن بر درخت حاشا نشسته باشد، و از ادویه تریاق اکبر است. و محرورین را مضر است. ( از مخزن الادویة ).

فرهنگ فارسی

عسلی که زنبور آن بر درخت حاشا نشسته باشد و از ادویه تریاق اکبر است و محرورین را مضر است

جمله سازی با عسل حاشا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صدرالمتاءلهين در كتاب اسفار چنين مى گويد: حاشا كه احكام و مقررات بر حق وتابناك شرعى با معارف بديهى و يقينى عقلانى، ناهماهنگ باشد و نابود باد فلسفه وحكمتى كه قواعد و يافته هايش مطابق با كتاب الهى و سنت نبوى نباشد.(49)

💡 به جایی کاطلس شاهان نشاید فرش ره حاشا که راه قرب یابد دلق گردآلود درویشان

💡 و ما در بيان سابق گذرانديم كه اين روايات از روايات جعلى است كه مخالف با صريحقرآن است، آرى حاشا بر مقام يوسف صديق اينكه در گفتار (لم اخنه بالغيب ) دروغگفته و آنگاه بعد از طعنه جبرئيل دروغ خود را اصلاح كرده باشد.

💡 تا جان و سر فدا نکنم در وفای تو حاشا که تن زند سر و جان از هوای تو

💡 و حاشا بر خداى سبحان كه زندگى ما را به خاطر اينكه امورى است وهمى بازيچهبشمارد، آن وقت خودش هم مانند ما بازيگرى بوده باشد.

💡 جز وجود شاه حاشا نعمتی جوید نشاط جنت از طاعت نجوید آنکه جویای خداست

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز