لغت نامه دهخدا
طبلک نوازی. [طَ ل َ ن َ ] ( حامص مرکب ) نواختن طبلک. شغل بازیار.
طبلک نوازی. [طَ ل َ ن َ ] ( حامص مرکب ) نواختن طبلک. شغل بازیار.
۱ - نواختن طبلک. ۲ - باز یاری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر نوازی ور کشی فرمان تو راست بندهایم اینک سر و تیغ و کفن
💡 امشب چه شد که شوق منت بر سر اوفتاد جانا! زهی غریب نوازی، زهی کرم
💡 بار خدائی که بر زمانه صلا زد از در بخشندگی و بنده نوازی
💡 به تاج و تخت دادش سرفرازی کمر در بست در مهان نوازی
💡 غریبست و غریبی نیست بازی غریبی را چه باشد گر نوازی