لغت نامه دهخدا
شیخ زورق. [ ش َ زَ رَ ] ( اِخ ) رجوع به احمدبن محمد برنسی فاسی شود.
شیخ زورق. [ ش َ زَ رَ ] ( اِخ ) رجوع به احمدبن محمد برنسی فاسی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای نسیمی طالبی در راه او اندرآ در بحر و این زورق نگر
💡 زان می که چو آه عاشقان از تف انگشت کند بر آب زورق را
💡 همیشه تا که درین بحر زورق مه عید سحر فرو رود و شام بر کنار کشد
💡 چو سیمین صبح سر بر زد ز خاور ز بحر چین برآمد زورق زر
💡 این همان عمان کش زورق دولت بد غرق تو شدی لنگر بر زورقش از نیک شیم