شکستگی مایل
مترادفها
شکستگی مورب
فرهنگستان زبان و ادب
{oblique fracture} [ارتاپزشکی] نوعی شکستگی که در آن خط شکستگی نسبت به محور طولی استخوان بیش از 30 درجه باشد
ویکی واژه
نوعی شکستگی که در آن خط شکستگی نسبت به محور طولی استخوان بیش از ۳0 درجه باشد.
جمله سازی با شکستگی مایل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و از ثمره علم آن است که بداند هر که صاحب صفت عجب است خدا او را دشمن دارد و در نزد خدا ذلت و پستی و حقارت و شکستگی محبوب است و بس.
💡 واعظ مصاف ما چو به تیغ شکستگی است هرگز نکرده پشت به دشمن کمان ما
💡 چون شیشه می خلد به دلم می ز جام زر تا آب خورده ام ز سفال شکستگی
💡 پزشک پس از بررسی دقیق عکسهای رادیولوژی اعلام کرد که بیمار دچار یک شکستگی مایل در استخوان ساق پا شده است که نیاز به جراحی فوری دارد.
💡 برای درمان صحیح شکستگی مایل در ناحیه بازو، متخصص ارتوپد توصیه کرد که بیمار باید برای مدتی طولانی از گچ و تجهیزات حمایتی استفاده کند.
💡 در گزارش پزشکی بیمارستان ذکر شده است که نوع شکستگی مایل باعث شده تا بیمار توانایی حرکت دادن دست خود را به طور کامل از دست بدهد.