شکر سرب

لغت نامه دهخدا

شکر سرب. [ ش َ ک َ رِ س ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) استات دُو پلُم. ( از یادداشت مؤلف ). استات سرب را گویند که شیرین مزه ولی سمی و بسیار خطرناک است فرمول شیمیایی آن Pb ( Coo CH3 ) است. ( فرهنگ فارسی معین: شکَر ).

فرهنگ عمید

جسمی متبلور و شیرین اما سمی و خطرناک، استات دوپلمب، استات سرب.

فرهنگ فارسی

استات سرب را گویند که شیرین مزه ولی سمی و بسیار خطرناک است.

دانشنامه آزاد فارسی

شِکَرِ سُرب (Sugar of lead)
(یا: قند سرب) اتانوئات سرب (IV) یا تترااستات سرب، با فرمول شیمیایی pb (CH۲COO)۲ , ۳H۲O. در آب تجزیه می شود و در اسید اتانوئیک خالص محلول است. شبکۀ بلوری آن تک شیب است و در ۱۷۵ درجۀ سلسیوس ذوب می شود. براثر انحلال اکسید سرب (IV) دی سرب (II) در اسید اتانوئیک گرم به دست می آید. در محلول اساساً به منزلۀ ترکیبی کووالانت رفتار می کند. شکر سرب براثر حل شدن در آب اسید استیک، انیدرید استیک، و pb۳o۴ تولید می کند.

جمله سازی با شکر سرب

💡 گر به کار آید بود بس جانفزای ور ز کار افتد شود بس جان شکر

💡 مرا عقیق تو باید شکر چه سود کند مرا جمال تو باید قمر چه سود کند

💡 ز عشق شکر کنم یا کرشمهٔ معشوق دواست خوشتر یا مایهٔ دوای کسی

💡 چون نی گره‌ کار تو لذات جهان است گر دست دهد ناله‌ات آتش به شکر زن

💡 عاشق خود بوم ار من غرض خود طلبم زان دو بیجادهٔ پر شکر عاشق شکرش