شهره ٔ افاق

لغت نامه دهخدا

( شهره آفاق ) شهره آفاق. [ ش ُ رَ ی ِ ] ( اِخ ) نام شاعری باستانی و از شعر او در لغت نامه اسدی شاهد آمده است و از این قرار از شاعران قرن چهارم یا اوایل قرن پنجم هجری است. او راست:
ز همه خوبان سوی تو بدان یازم
که همه خوبی سوی تو شده یازان.تا ز هوای توام به بند و به ناله
عشق تو بر جان من نهاد نهاله.( از یادداشت مؤلف ).

جمله سازی با شهره ٔ افاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به سودای خیالش شهره آفاق گردیدم تمنای وصالش داد نام و ننگ بر بادم!

💡 بدنام روزگار شدی، خسروا، ز عشق رسوای شهر و شهره مردان من که بود؟

💡 نیم شب پنهان به کوی دوست گم نامان شوند شهره‌نامان را مسلم نیست پنهان آمدن

💡 عندلیب این چمن از بس که خوشگو شهره شد در جهان عنقا به کمنامی از آن رو شهره شد

💡 از تو زیباست به من جور و جفا لیک نه چندان که شوی بر سر من شهره به بی مهر و وفایی

💡 شام بودیم، ز خورشید جهان صبح شدیم گرگ بودیم، کنون شهره شبانیم همه

آرتیست یعنی چه؟
آرتیست یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز