شاهین دزدی
لغت نامه دهخدا
شاهین دزدی. [ دُ ] ( حامص مرکب ) کم سنجیدن بچالاکی دست. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کم سنجیدن بچالاکی دست.
جمله سازی با شاهین دزدی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نوک قلمش صید کند جمله جهان را چون چنگل شاهین که کند صید کبوتر
💡 بسی نماند که در عهد رأی و رأفت او به یک مقام نشینند صعوه و شاهین
💡 شاهین نجفی همچنین چندین آهنگ را به صورت غیررسمی از طریق اجرای زنده، یوتیوب و… منتشر کرده است.
💡 زینالو (شاهیندژ)، روستایی از توابع بخش کشاورز شهرستان شاهیندژ در استان آذربایجان غربی ایران است.
💡 گولی مگر ای لولی این جا به چه میلولی؟! رو صید و تماشا کن در شاهی شاهینش
💡 به بند طغرل و شاهین نگر چو کشتنیان ببسته چشم پی قتلشان زمان دغاست