لغت نامه دهخدا
شاهنشاه ملک الملوک. [ هََ م َ ل ِ کُل ْ م ُ ] ( اِخ ) لقبی که به الملک العادل سیف الدین ابی بکر ایوبی از طرف الناصر عباسی در سال 604 اعطا گردید. این لقب مرکب از فارسی و عربی و هر دو مرادف یکدیگرند. ( از الالقاب الاسلامیة ص 354 ).
شاهنشاه ملک الملوک. [ هََ م َ ل ِ کُل ْ م ُ ] ( اِخ ) لقبی که به الملک العادل سیف الدین ابی بکر ایوبی از طرف الناصر عباسی در سال 604 اعطا گردید. این لقب مرکب از فارسی و عربی و هر دو مرادف یکدیگرند. ( از الالقاب الاسلامیة ص 354 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر سه حالی روا کنم تو بخواه که منم بر زمانه شاهنشاه
💡 چو تاریخش زبان پرسید از دل بگفت اورنگ شاهنشاه عادل
💡 گهی چون دست خسرو بوالخلیلی گهی چون تیغ شاهنشاه جعفر
💡 کجا یابی تو چون من دوستداری چو شاهنشاه موبد شهریاری
💡 مرو را پاک شاهنشاه خواندند ز فر و داد او خیره بماندند