شاه قلی کندی

لغت نامه دهخدا

شاه قلی کندی. [ ق ُ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان چهار اویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه. دارای 252 تن سکنه. آب آن از قنات و چشمه. محصول آن غلات و نخود است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

جمله سازی با شاه قلی کندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل در حضور پیر چو بر کندی از دو کون زینسان شدی تمام مجرد زکون و لون

💡 در سال ۱۹۹۸، او جایزه حقوق بشر جان اف کندی را همراه با دیگر اعضای کلمبیایی گلوریا فلورس، جیمی پریتو و ماریو کالیکستو به دست آورد.

💡 کندی همچنین مارشال‌های فدرالی را برای دفاع از «رانندگان آزادی» منصوب کرد.

💡 در سر راه خلایق از جهالت چاه کندی عاقبت خود اندر آن چاه اوفتادی‌، نوش جانت

💡 وی همچنین برندهٔ جوایزی همچون جایزه مرکز کندی، کمک‌هزینه گوگنهایم، نشان ملی هنر، و جوایز امی شده‌است.

💡 کسی که چاه ملامت به راه می کندی به ریسمان خود اکنون فتاده در چه ماست

اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز