لغت نامه دهخدا
شال شور. ( نف مرکب ) که شال شوید. کسی که عملش شال شویی باشد:
اگر می نبافد چه داند کسی
که او شالشور است یا شالباف.حکیم قاسم کرمانی ( خارستان ص 8 ).
شال شور. ( نف مرکب ) که شال شوید. کسی که عملش شال شویی باشد:
اگر می نبافد چه داند کسی
که او شالشور است یا شالباف.حکیم قاسم کرمانی ( خارستان ص 8 ).
که شال شوید کسیکه عملش شال شویی باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زینآباد' روستایی است در دهستان زینآباد، بخش شال شهرستان بوئینزهرا در استان قزوین که جمعیت آن طبق سرشماری سال ۱۳۹۵ ۳۲۰۰ نفر میباشد.
💡 خیرآباد (بوئینزهرا)، روستایی از توابع بخش شال شهرستان بوئینزهرا در استان قزوین ایران است.
💡 دهستان قلعه هاشم نام دهستانی در بخش شال شهرستان بوئینزهرا، استان قزوین در ایران است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴٬۸۷۳ نفر (۱٬۳۰۳ خانوار) بودهاست.
💡 کودکی و آغاز نوجوانی اش در ماسال(گیلان) و شال (خلخال) گذشت. از اواخر دورهٔ نوجوانی (نیمهٔ دههٔ ۱۳۶۰) به ترتیب در تهران، قزوین، خورموج و کاکی و سپس دوباره در تهران (اوایل دههٔ ۱۳۷۰) ساکن بودهاست. آخرین مدرک تحصیلی او کارشناسی ارشد رشته تاریخ ایران است.
💡 انگشت (بوئینزهرا)، روستایی از توابع بخش شال شهرستان بوئینزهرا در استان قزوین ایران است.
💡 رکنآباد یک روستا در ایران است که در دهستان شال واقع شدهاست.