لغت نامه دهخدا
سیه منصور. [ ی َه ْ م َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کندوان بخش ترک شهرستان میانه. دارای 289 تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
سیه منصور. [ ی َه ْ م َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کندوان بخش ترک شهرستان میانه. دارای 289 تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
دهی است از دهستان کندوان بخش ترک شهرستان میانه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قربان شو و بشنو ز لب یار پیامی: عیار چو منصور شود بر همه کامی
💡 حجابش چون برافتد نور بیند همه ذرّات را منصور بیند
💡 بگو اسرار او با ما در اینجا که ترا میگوید منصور دانا
💡 چو مستعد کمالست هر نهال اینست که نیست جز سر منصور میوه سر دار
💡 چو منصور است شیخا اصل دیده درین صورت ز جانان وصل دیده