سینه ٔ باز
مترادفها
صریح، بیپروا، گشادهرو
متضادها
سینه بسته
لغت نامه دهخدا
سینه باز. [ ن َ / ن ِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دورنگ که به عربی ابلق باشد. ( برهان ). کنایه از سیاه و سفید. ( غیاث اللغات ):
تذروان رومی و زاغان زنگ
شده سینه باز یعنی دو رنگ.نظامی ( از آنندراج ).|| ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سینه گشاده و بالیده. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || سینه برآمده باشد مانند سینه پهلوانان. ( آنندراج ).
فرهنگ معین
( ~. ) (ص مر. ) ۱ - جامه ای که قسمت بر ابر سینة پوشنده گشاده باشد. ۲ - دو رنگ، ابلق.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - جامه ای که قسمت برابر سینه پوشنده گشاده باشد. ۲ - ابلق یا سینه بازانگیخته. سینه بر آمده و بر جسته.
جمله سازی با سینه ٔ باز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زنی پیش من آمد- گفت- یک روز کنارم پر ز خون بد سینه پر سوز