سیم شاخدار
لغت نامه دهخدا
سیم شاخدار. [ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سیم خالص. سیم خام. سیم حلال. ( آنندراج ):
ز ساق و ساعد آن در یگانه
به سیم شاخدارش شاخشانه.محسن تأثیر ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
سیم خالص. سیم خام
جمله سازی با سیم شاخدار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپه ددلر۱ مربوط به دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان بویین زهرا، بخش آبگرم، روستای شاخدار واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۳۲۳۵ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 آمدوسگیاس یا آمدوسیاس درختها را خم کرده و میاندازد. در ابتدا بسان اسب شاخداری ظاهر میشود، اما به درخواست جادوگر شکل انسانی به خود میگیرد و صدای شیپور و تمام سازهای دیگر شنیده میشود. یک دوک است و بر ۲۹ لژیون حکومت میکند.
💡 تپه شاخدار چای ۱ در شهرستان بوئینزهرا، بخش آوج، روستای محمودآباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۹ اسفند ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۹۳۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 تپه یساول ۲ مربوط به سدههای اولیه دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان بوئینزهرا، بخش آوج، روستای شاخدار واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۷۹۴ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 تپه عمویوردو مربوط به دوره ساسانیان - دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان بوئینزهرا، روستای شاخدار واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۳۲۰۱ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.