لغت نامه دهخدا
سیم ماغ. [ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سیم بهبهانی. ( آنندراج ). رجوع به سیم شود.
سیم ماغ. [ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سیم بهبهانی. ( آنندراج ). رجوع به سیم شود.
سیم بهبهانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا چون دلم در آن چه سیمین دراوفتد دل برکشم زچاه بدان عنبرین رسن
💡 بنیکنامی کوشید و نیکنامی یافت چو اصل نیکی نامش بدو تیغ زر و سیم
💡 اول چو بدرهٔ سیم از نور بدر بوده وآخر ز شرم رویت خود را هلال کرده
💡 آسمان بر فرق نرگس دوخت شش ترکی کلاه بوستان در پای سوسن ریخت هر سیم و زری
💡 (سده سیم پ.م. - سده بیستونهم پیش از میلاد مسیح - سده بیستوهشتم پ.م. - سدههای دیگر)
💡 ز قبه های ملون بپای اسب تو در بجای سیم و زر، ای شاه، جان کنیم نثار