لغت نامه دهخدا
سلطان المرکبات. [ س ُ نُل ْ م ُ رَک ْ ک َ ] ( ع اِ مرکب ) میوه ای است بزرگتر از خربزه و منحصر به مازندران است و در جای دیگر یافت نمیشود. ( یادداشت مؤلف ).
سلطان المرکبات. [ س ُ نُل ْ م ُ رَک ْ ک َ ] ( ع اِ مرکب ) میوه ای است بزرگتر از خربزه و منحصر به مازندران است و در جای دیگر یافت نمیشود. ( یادداشت مؤلف ).
( اسم ) یکی از مرکبات. بزرگ جثه که در داخل آن ماده ای پیه مانند است و ماکول نیست.
میوه ایست بزرگتر از خربزه و منحصر بمازندران است و در جای دیگر یافت نمیشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سلطان ملک ای عزیز فرزند پدر ای شاه پدر شیر کمربند پدر
💡 به کارزار منه پیش این دو سلطان پی که کارزار کند کارزار آتش و آب
💡 گفت دایم بر تو سلطان است جان بارگاه خویش در جان زان نمود
💡 نه تنها بود سلطان بنده او بسا سلطان بخاک افکنده او
💡 بندهٔ دل باش که سلطان شوی خواجهٔ عقل و مَلِک جان شوی
💡 سلطان که بنیکوئی کند یاد ترا منشور بامر او فرستاد ترا