سرما فزای

لغت نامه دهخدا

سرمافزای. [ س َ ف َ ] ( اِ مرکب ) نام ماه نهم است از سال ملکی. ( برهان ) ( آنندراج ) ( جهانگیری ).

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) آنچه موجب زیادتی سرما گردد ۲ - ( اسم ) ماه نهم از سال ملکی.

جمله سازی با سرما فزای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرما چو گشت سرکش هیزم بنه در آتش هیزم دریغت آید هیزم به است یا تن

💡 و میفروشند و برای فصل سرما آماده می‌شوند. زمستان سرد را س‌پری می‌کنند با آمدن بهار دوباره به کشاورزی و دامداری مشغول می‌شوند

💡 اگر بيم دارى كه پايان شب برنخيزى يا سرما ومشكل ديگرى مانع نماز شبت خواهد شد، نماز شب و (وتر) را دراوّل شب بخوان.(5)

💡 البته وقتى انرژى به بدن بحد كافى رسيد و بدن نيز در باطن گرم شد، جايىبراى سرما باقى نمى گذارد.

💡 وزرحمتی که می رسد از رخ به خاک پاش آن شوخ را ز درد سرما چه فایده

💡 ز شام تا سحر امشب برای بی‌خبری ستاده‌ای نه ز سر باخبر نه از سرما

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز