لغت نامه دهخدا
سرده فواره. [ س َ دَ ف َ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) ده انگشتان و ده ناخن معشوقه. ( از آنندراج ).
سرده فواره. [ س َ دَ ف َ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) ده انگشتان و ده ناخن معشوقه. ( از آنندراج ).
ده انگشتان و ده ناخن معشوق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شود هر موی بر تن شعله، گر پاس فغان دارم من این فواره آتش، ز مردم چون نهان دارم؟
💡 چون نجست آب ز فوارهام از عجز عجوز لگدی زد که بجستم چو ز فواره میاه
💡 فواره باکینگهام در فیلم نوآر ۱۹۴۹ آندرتو به عنوان محل ملاقات قهرمان داستان ظاهر میشود.
💡 در داخل موزه هنرهای ملی تا نیم قرن پیش، حوض دایره شکل بزرگی از سنگ مرمر، میان ستون ها قرار داشت که از دل این ستون ها آب به داخل حوض فواره می کرد که این صحنه چشم انداز زیبایی را به وجود می آورد.
💡 در چمنی کز زمین، سبزه چو فواره جست بر لب جو می چکد، تشنگی از کام ما
💡 فواره باکینگهام در سکانسهای سریالهای تلویزیونی متأهل… بچهدار و داستان جنایی نشان میدهد.