لغت نامه دهخدا
ساچمه دان. [ م َ / م ِ ] ( اِمرکب ) وعائی که در آن ساچمه جای دهند. صاچمه دان.
ساچمه دان. [ م َ / م ِ ] ( اِمرکب ) وعائی که در آن ساچمه جای دهند. صاچمه دان.
( اسم ) کیسه ای که در آن ساچمه جای دهند ساچمه دان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در برخی نقاط جهان از جمله در تالابهای بریتانیا، استفاده از ساچمه سربی برای شکار، بهخاطر سرشت سمی سرب ممنوع اعلام شدهاست. به این منظور ساچمههای غیر سربی هم ساخته شده که بیشتر از جنس فولاد، تنگستن-نیکل-آهن و تنگستن-بسپار هستند.
💡 نچیروان معروفی سرباز وظیفه در مرخصی بود که در زمان مجروحیت ۱۸ ساله بود. نچیروان در ۲۶ شهریور ۱۴۰۱ در شهر سقززادگاه مهسا «ژینا» امینی بود که مورد اصابت گلوله ای ساچمه ای قرار گرفت و آسیبهای جبرانناپذیری به چشم راست وی وارد شد.
💡 در ابتدا منشأ انفجار مشخص نبود، اما متعاقباً مشخص شد که این بمب که از «تی ان تی» ساخته شده بود و حاوی میخ و ساچمه بود، در زیر صندلی سکوی انتظار در ایستگاه «اوکتیابرسکیا» قرار داده بودند. براساس تحقیقات اینترپل اعلام کرد این بمب منحصر به فرد بودهاست.
💡 علی دلپسند پدری که در زمان مجروحیت ۴۳ ساله بود. در شب ۲۴ آبان ۱۴۰۱، دلپسند و خانوادهاش در ماشین بوق میزدند و در حمایت از معترضان در زادگاهشان رشت که با تفنگ گلولهای، ساچمه ای به چشمش شلیک شد و آسیبهای جبرانناپذیری به چشم راستش وارد کردند.
💡 در تفنگ ساچمهزنی تعدادی ساچمه فلزی در اثر فشار گاز باروت که در فشنگ ایجاد میشود از لوله تفنگ به بیرون پرتاب میشود. در تفنگ گلولهزنی فقط یک گلوله از لوله به بیرون میرود.