سال دزدیدن

لغت نامه دهخدا

سال دزدیدن. [ دُ دی دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از کم گفتن سالهای عمر. ( آنندراج ):
تا بکی از سال دزدیدن توان بودن جوان.آتا شمسی صغیر ( ازآنندراج ).این کهن سالان که میدزدند سال خویشتن
کهنه دزدانند در تاراج مال خویشتن.صائب تبریزی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از کم گفتن سالهای عمر

جمله سازی با سال دزدیدن

💡 هر چه جویند از دعا ما را خود از تو رایجست ابلهی باشد ز چون تو قبله دزدیدن دعا

💡 از مناقب ابن شهرآشوب نقل شده‌است که صادق به مردی که به او تهمت دزدیدن کیسه پولش را زد، همان مبلغ پول داد و حتی وقتی مرد متوجه اشتباهش شد، پولی که داده بود را پس نگرفت.

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن‌ها نقش داشته‌است، می‌توان به به‌هوای دزدیدن اسب‌ها اشاره نمود.

💡 به جرم تاب ضبط ناله با من داوری دارد ز شوخی می شمارد زیر لب دزدیدن افغان را

💡 به مردن نیز حسرت صورخیز است از غبار من نفس دزدیده‌ام اما ندارم ناله دزدیدن

💡 به ناموس حیا باید عرق در جبهه دزدیدن ز شبنم ‌گلشن ما رخنه بر دیوار می‌بندد

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
ساکن شدن یعنی چه؟
ساکن شدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز