لغت نامه دهخدا
زهر نوشیدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) خوردن زهر. نوشیدن سم. || تحمل طعن دیگران نمودن. ( از آنندراج ).
زهر نوشیدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) خوردن زهر. نوشیدن سم. || تحمل طعن دیگران نمودن. ( از آنندراج ).
خوردن زهر نوشیدن سم
💡 سبز است لبت، ساغر از او دور مدار می بر لب سبزه، خوش بوَد نوشیدن
💡 بر اساس این تصویرسازی، آیه پنجم، توصیف عمل نیک و خیر به نوشیدن جام شراب، و آیه ششم، توصیف ملکه عمل نیک و خیر به چشمه بیان شدهاست.
💡 به بادهنوشی از آن سرخوشم که میدارد مرا ز زهد و ریا دور باده نوشیدن
💡 به گفته آنان نوشیدن هفتگی هر مقدار چای، ۴۰ درصد خطر بروز این بیماری را تشدید میکند.
💡 جهان بهشت شد از نوبهار، باده بیار که در بهشت حلال است باده نوشیدن
💡 فرهنگ چای به نحوه آمادهسازی و مصرف چای، نقش چای در زندگی مردم و مسائل زیباشناختی مربوط به نوشیدن چای گفته میشود.