زراه اکفوده

لغت نامه دهخدا

زراه اکفوده. [ زَ اَ دِ ] ( اِخ ) دریای خزر باشد چه اکفوده نام آن دریا است، همچو دریای عمان و دریای قلزم و امثال آن. ( برهان ). دریای اسکون. ( ناظم الاطباء ).... چه اکفوده نام آن دریاست. ( فرهنگ رشیدی )... لهذا دریای خزر را ز راه اکفوده گویند... زیرا که از بسیاری قعر آبش کبود بوده است و آب کبود خواندند و مخفف کرده با را حذف و باء دوم را بدل به فا ساخته. بعضی گویند اکفوده نام دیهی بوده بر لب آن دریا، چنانکه خزر و آمویه و آبسکون. بهر صورت محقق است که اکفوده نام آن دریا شده. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). اوستائی. «زریه » ( دریا )، پهلوی «زره » بلوچی «زیرا»... رجوع به دریا و اکفوده شود. ( حاشیه برهان چ معین ).

فرهنگ فارسی

دریای خزر باشد چه اکفوده نام آن دریا است

جمله سازی با زراه اکفوده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر بروی تو بندند در رقیبانم بیا زراه نظرباز و جا بمنظر کن

💡 لافی زدم ای دوست زراه پندار کز پای درآیم زغمت دست بدار

💡 بر سینه اش رسید پس آنگاه از قضا تیری دگر زشست لعینی زراه کین

💡 زنی کو به کرتاج بد پادشاه به هدیه بگرداند او را زراه

💡 کیست تا سازد زراه ورسم هستی آگهم عشق خاکم را ز صحرای دگر آورده است

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز