لغت نامه دهخدا
( زرازرة ) زرازرة. [ زَ زِ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ زِرزار. رجوع به همین کلمه شود.
( زرازرة ) زرازرة. [ زَ زِ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ زِرزار. رجوع به همین کلمه شود.
زر زار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ملت ز کلک تیره تو با قوام شد دولت زرای روشن تو با نظام باد
💡 بر خور زرای پیروز بخت جوان که کرد پیر خرد به بخت جوان تو اقتدا
💡 تهی مباد زرای تو ملک و دولت و دین که رای تو سبب امن و عدل و تسکین است
💡 محیط و مرکز گوی زمین شود همه نور اگر به مهر دهی پرتوی زرای منیر
💡 همی دهند رسولان زرای و تدبیرت خبر به حضرتکرمان و حضرت غزنین
💡 چو روشنیّ و بلندی زرای خواجه گفت عجب که سایه برین تیره خاکدان افکند