زحاف طائی

لغت نامه دهخدا

زحاف طائی. [ زَح ْ حا ف ِ ] ( اِخ ) از مجاهدان بصره بود در روزگار زیاد. ( از عقد الفرید ج 1 ص 169 ).

جمله سازی با زحاف طائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بحرِ قَریب، از بحور مختلف‌الارکان شعر فارسی است که از ترکیب و تکرار سه رکن «مَفاعیلُن/ مفاعیلن/ فاعِلاتُن» یا زحافات آنها تشکیل شده‌است و از بحرهای مختص زبان فارسی است اما شکل سالم آن چندان متداول نیست. وزن سالمِ کامل آن:

💡 بحرِ طَویل، از بحور مختلف‌الارکان شعر فارسی است که از ترکیب و تکرار دو رکن «فَعولُن/ مَفاعیلُن» یا زحافات آنها تشکیل شده‌است و از بحرهایی است که در زبان فارسی چندان رایج نیست. وزن سالمِ کامل آن:

💡 بحرِ مُقتضب، از بحور مختلف‌الارکان شعر فارسی است که از ترکیب و تکرار دو رکن دو رکن «مفعولاتُ/ مُستفعلن» یا زحافات آنها تشکیل شده‌است و از بحرهایی است که سالم آن چندان متداول نیست. وزن سالمِ کامل آن:

💡 بحرِ جَدید (غَریب)، از بحور مختلف‌الارکان شعر فارسی است که از ترکیب و تکرار سه رکن «فاعلاتن/ فاعلاتن/ مستفعلن» یا زحافات آنها تشکیل شده‌است و از بحرهایی است در زبان فارسی چندان متداول نیست. وزن سالمِ کامل آن:

💡 بحرِ مُضارع، از بحور مختلف‌الارکان شعر فارسی است که از ترکیب و تکرار دو رکن «مَفاعیلُن/ فاعِلاتُن» یا زحافات آنها تشکیل شده‌است. شکل سالم آن کاربرد چندانی ندارد و بیشتر مزاحف آن رایج است. وزن سالمِ کامل آن:

💡 بحر عَریض، (مقلوب بحر طویل) از بحور مختلف‌الارکان که از ترکیب و تکرار دو رکن «مَفاعیلُن/ فَعولُن» یا زحافات آنها تشکیل شده‌است و از بحور ناشناخته زبان فارسی اما شکل سالم آن چندان متداول نیست. وزن سالمِ کامل آن: