زجاج فرعونی

لغت نامه دهخدا

زجاج فرعونی. [ زُ / زَ / زِ ج ِ ف ِ ع َ / عُو ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی از زجاج ( شیشه ).( از دزی ج 1 ص 581 ). شیشه سفید که بزردی میزده است و این همان است که منوچهری از آن بفرعونی جام تعبیرکرده، و جام در فرعونی جام بمعنی شیشه است. قال التیفاشی الماس علی نوعین، البلوری و الزیتی... و الزیتی یخالط بیاضه صفرة کلون الزجاج الفرعونی. ابن بیطاردر مفردات خود در شرح کلمه حجل گوید: زهره کبک بامسحوق زجاج فرعونی و... مزیل بیاض عین است. صاحب تحفة آرد: زجاج فرعونی آن است که تخم مرغ را یک هفته در شیر تازه بخیسانند و شبانه روزی دو بار تغییر شیر دهند و بهر صد مثقال از زجاج، بیست وچهار مثقال از آن در حین گداز، اطعام کنند. ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به الجماهر بیرونی ص 93 و مخزن الادویه و زجاج شود.

فرهنگ فارسی

شیشه سفید که به زردی می زده

جمله سازی با زجاج فرعونی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دِدوموسه یکم فرعونی در ددودمان شانزدهم ساکن در تبس در دوره دوم میانی مصر بود.

💡 از آن عصا نشود مر تو را که فرعونی چو مهره دزدی زان رو به افعیی اولی

💡 سوبِک‌نِفرو از دودمان دوازدهم مصر باستان دومین زن پس از شهبانو نیتوکریس از دودمان ششم است که به فرعونی مصر رسید.

💡 ید بیضا نماید رایتت در وادی نصرت چه از فرعونی اعدا کند رمح تو ثعبانی

💡 اولین فرعونی که از نماد خورشید در عنوان سلطنتی اش استفاده کرد. ممکن است با ونگ یکسان باشد.

💡 موسیی یا رب رسان کاین گمرهان ناکسان کوس فرعونی زنندوجمله کافر گشته اند

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز