لغت نامه دهخدا
زبرجد قبرسی. [ زَ ب َ ج َ دِ ق ِ رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) زبرجد زرد مایل به سبز را قبرسی گویند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). و رجوع به مخزن الادویه و «زبرجد» در این لغت نامه شود.
زبرجد قبرسی. [ زَ ب َ ج َ دِ ق ِ رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) زبرجد زرد مایل به سبز را قبرسی گویند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). و رجوع به مخزن الادویه و «زبرجد» در این لغت نامه شود.
زبرجد زرد مایل به سبزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حجاج فرمان داد: قدرى ياقوت و لوءلوء و زبرجد بياورند و در پيشروى سعيدبگذارند.
💡 ز سیم و زبرجد دری ساخته زر و حلقه ها در وی انداخته
💡 از همه شاهان تراست آنکه بهیجا لؤلؤ و لالا کنی زبرجد و مرجان
💡 فرمود: آن داراى دو جلد از جنس زبرجد قرمز است و به اندازهطول و عرض يك برگ مى باشد.
💡 سنگهای زبرجد در طبیعت غالباً کوچک هستند. یکی از بزرگترین زبرجدهای تراشیده جهان با وزن ۳۱۱٫۸ قیراط در حال حاضر در واشینگتن نگهداری میشود.
💡 دو خانه دگر ز آبگینه بساخت زبرجد به هر جایش اندر نشاخت